نگاهي به بعضي از كارهاي زشت قوم لوت

از كارهاي زشت قوم لوط گلوله پراني با كمان و هسته انداختن به يكديگر (و حتي در بعضي از موارد شرط بندي مي كردند كه هسته به هركسي خورد با او عمل زشت انجام دهند) و ادامس جويدن در معابر عمومي (براي جذب افراد به خاطر شهوتراني) .

همچنين لباسهاي فاخر بلند مي پوشيدند (كه امروز رقاصه هاي دنيا در جهان غرب مي پوشند) و دكمه هاي كت و پيراهنشان را مي گشودند .

و قلم از بيان برخي از زشتكاري هاي انان شرم دارد . از جمله از كارهاي انان اين بود كه راهها را براي زشتكاري مي بستند و اشكارا در معرض ديد مردم منكرات را انجام مي دادند و در تفسير ايه 29 سوره عنكبوت امده : با يكديگر در ملا عام كارهاي زشت و ركيك انجام مي دادند .

و در بعضي از تفاسير كلمه منكر به هسته انداختن انها تعبير شده كه انهم به خاطر هوسهايشان بود .

از ايات قران استفاده مي شود كه زشتكاري قوم لوط به قدري زننده بود كه در ميان هيچ قوم و ملتي سابقه نداشت . چنانكه لوط به انها گفت : شما بسيار كار زشتي انجام مي دهيد كه احدي از مردم جهان قبل از شما انها را انجام نداده است .

به اين ترتيب انها چون بنيانگذار اين فساد بودند بار گناه كساني را كه در اينده از انها پيروي مي كنند نيز به دوش خواهند كشيد بي انكه از گناه انان چيزي كم شود .

از زشتكاري قوم لوت اينكه كف دست بر پشت يكديگر مي زدند . دشنامهاي ركيك و زننده به هم مي گفتند . بازيهاي بچه گانه داشتند . قمار بازي مي كردند . با انواع الات موسيقي سروكار داشته . سنگ پراني و متلك از كارهاي معمول انان بود و در حضور جمع خود را برهنه مي كردند و ...

نكته قابل توجه اينكه در حالات قوم لوط نوشته اند يكي از عوامل اصلي الودگي انها به گناه زشت لواط اين بود كه انها مردم بخيلي بودند و چون شهر هاي انها بر سر راه كاروان هاي شام قرار داشت انها با انجام اين عمل نسبت به بعضي از عابران و مهمانانشان مي خواستند انها را از شهر هاي خود دور سازند . ولي كم كم اين عمل زشت در ميان خودشان نيز رايج گرديد .

پيامبر (ص) در مسجد مردي را ديد به طرف كسي هسته انداخت فرمود : او مشمول لعنت است تا ان هسته به زمين بيفتد . سپس فرمود هسته انداختن از شيوه هاي قوم لوط است انگاه ايه 29 سوره عنكبوت را خواند .

و از كارهاي زشت انها اين بود كه محل مدفوع خود را نمي شستند و خود را از جنابت تطهير نمي نمودند و بسيار بخيل و دست بسته بودند . هرگز كسي را به غذا دعوت نمي كردند .

اري وفور نعمت شامات كه فرسخ در فرسخ پر از درختهاي ميوه دار بود و انچنان درختان در ميان هم رفته بودند كه شعاع افتاب به زمين نمي رسيد به جاي انكه انها را شاكر خدا كند و به راه خداوند روند اين چنين غرق در الودگي شده بودند تا انجا كه كسي جرات نداشت از شهرهايشان عبور كند چرا كه اموال او را غارت مي كردند و او را به الودگي جنسي مي كشاندند .

حضرت لوط تا به ان حد مظلوم و تنها بود كه حتي نزديك ترين فرد نسبت به او كه مي بايست راز دار و حافظ اسرار و همكاري صديق و صميمي براي او باشد و او را در هدفش كمك كند نه تنها او را كمك نمي كرد بلكه به مخالفت با او اقدام مي كرد و با نشانه هايي به مخالفان ياري مي كرد .