القاب و اسما ابليس

در ايات و احاديث براي ابليس اسما اوصاف و لقب هايي ذكر شده است كه برخي از انان به قرار زيرند :

عزازيل :

اين واژه عبري است و به معناي عزيز الله است . اين اسم در پي عبادت هاي بسيار ابليس به وي عطا شده است و فرشتگان وي را به اين اسم مي شناختند .

رجيم :

اين وصف شش بار در قران كريم ذكر شده است . علت متصف شدن ابليس به اين رجيم رجم او توسط فرشتگان و يا به خاطر رجم او به وسيله ابراهيم (ع) در چندين موضع بوده است .

مارد :

مريد اين واژه از از مرد به معناي سرزمين خالي از گياه يا ريختن شاخ و برگ درخت مي ايد . نيز به جواني كه هنوز مويش ظاهر نشده امرد مي گويند .

متصف شدن ابليس به اين وصف به اين معناست كه از هر خير و سعادتي به دور بوده و تمام خيرات و مبرات از وجه اش ريخته شده و شر و شرافرين است و در شرور و ايجاد ان از هر چيزي سبقت گرفته است .

لعين :

لعن يعني طرد از رحمت خداوند و البته ريشه بدبختي دور ماندن از رحمت خداست . شيطان چون ملعون از رحمت خدا شد از همه سعادت ها دور ماند .

حارث :

حارث به معناي كشاورز و يا شير استعمال مي شود . اين واژه اسم عربي ابليس است . عرب ابليس را به كنيه ابوالحارث خطاب مي كنند .

همچنين ابليس با اسم هايي چون خناس . راس الكفر . شيخ نجدي و ... نيز ناميده مي شود و او را به كنيه هايي چون ابوخلاف . ابومره . ابولبيني . ابوقره . ابوكردوس .ابودوجانه . ابوالجان . ابوقتره . ابوالعيزار . ابوالحسبان و ابوالدجانه مي خوانند .